به روزها و ماه های قبل که فکر می کنم میبینم با بزرگتر شدن پسرکم حساسیت نگهداریش به مرور کمتر و کمتر میشه و اما گرفتاری و مشغولیت ها چند برابر
به وبلاگ بقیه دوستان هم که سر میزنم خبری از آپ نیست
این روزها یا تمام مدت پا به پای آراد در رفت و آمدم و چهار چشمی مراقبش و گرفتار رسیدگی بهش و یا از فرط خستگی با او و همزمان با وجود نازنینش خواب
و چقدر لذت داره خوابیدن کنار این موجود معصوم و نازنین و گوش سپردن به نفس هایش و دیدن صورت لطیفش در حال استراحت و لمس تن کوچک و عزیزش که کار هر روز و هر روزم است
این ایام با توجه به هوای دلنشینی که شب ها شهر ما داره تقریبا هر شب و یا حداقل هفته ای 5 شب آراد رو می بریم به پارک های کنار ساحل و آراد تا می تونه توان داره و یا ما توان همراهیشو داریم می دوه و راه میره و بازی می کنه و شادی و امیدوارم بتونیم همیشه زندگیشو براش لذت بخش کنیم و پسرم از همه دوران زندگیش لذت ببره مثل بچگی اش
از شیرین کاری های آرادم بخوام بگم بیشماره بی شماره اما خوب تا جایی که ذهنم یاری کنه و قلم همکاری :
میرقصه و باسن و دست و کل بدنشو پیچ و تاب میده و زانو هاشو خم و راست می کنه با شنیدن هر نوع موزیک شاد و یا حتی خوندن هر آهنگ شادی براش
دست به سینه میشه
چشمک می زنه
موش میشه
عطسه می کنه با دیدن عطسه هر کسی ، سرشو از عقب میاره جلو و میگه هه پیست
گریه می کنه ، یعنی دستاشو میزاره رو چشماش و صدای گریه ملایمی رو در می آره
سرو زبان خوبی داره و مرتبا کلمه هایی رو که دوست داره از توی جمله های ما انتخاب و تکرار می کنه
اما یه سری کلمه ها رو از حدود 13 تا الان که 15 ماهشه بلده و می گه و اکثرا هم به انتخاب خودش بوده نه تکرار و یا آموزش ما
ااا ااای و یا گاهی علی ... علی ، بابا و بابا جونش رو که هر دو اسمشون علی هست رو به اسم کوچک صدا می کنه و گاهی من رو هم علی
دت بدنین یعنی دست بزنین
تا تا اباسی دا دا د دو د دادی ... تاب تاب عباسی خدا منو نندازی
ت لی ت لی ... تولد تولد تولدت مبارک
تیکه تیکه ... تیکه تیکه رو از آهنگ تولدش می خونه ، بیا کیکو ببر تیکه تیکه
هپی برد دی تو دی دی ی ی ی ... هپی برد دی تو یو ، آهنگین می خونه
چه ترد ... چه کرد ، این جمله رو وقتی رخت آویز رو انداخت روی خودش و من با وحشت از خواهرم پرسیدم چه کرد از من تقلید کرد و مرتبا تکرار می کنه
حددی ... حدیث
میدی ... مهدی
تر ... پر ، کلاغ پر می کنه و البته به پر " تر " می گه
جیــزه ... با دست زدن به هر چیز داغ مثل چایی و یا دیدن آتیش
هیس س س ... وقتی بهش می گم هیس از من تقلید میکنه
تعطیله ... خیلی واضح میگه ، لپ تاپ خواهرم رو مشت بارون کرده بود و خواهرم گفته بود این دیگه تعطیله
جشید ، ابتین ... جمشید ، افشین ، آهنگین و به همراه رقص و آواز
تارتون ... کارتون
جو جو ... با دیدن هر موجود زنده ای می گه جوجو
آبــــه ... با دیدن هر نوع آب مثل دریا ، بارون و یا تشنگی
عک ... عکس
تهکه ... پنکه
ده تا ... از آراد می پرسیم مامانو چند تا دوست داری ؟ بابا رو ؟ و آراد می گه ده تا
جن ... ما بهش میگیم جن و انگشت اشاره رو به سمتش می گیریم و آراد هم با خنده دستشو به سمت ما دراز می کنه و می گه جن جن
1 . 2 . 3 و وان تو تری و تا 10 و یا تن براش آهنگین می شماریم و آراد هم یه چیزای مشابهی تکرار می کنه
مسلما چیزهایی جا مونده که اگر به یادم اومد اضافه می کنم
***
آراد یه کار جالب می کنه که هر کس که آراد رو میشناسه ببینه خیلی متعجب خواهد شد
وقتی سی دی های آموزش زبان انگلیسی اش که خیلی شاد و جذابند رو نگاه می کنه مثل یه بچه آروم میشینه پای تلوزیون و هیچ چیزی نمیتونه حواسش رو پرت کنه و بهترین زمان برای خوردن میوه و تنقلات و یا غذا خوردنشه که این خیلی اتفاق خاص و جالبی برای منه چون آرادم خیلی بازیگوش و پر تحرکه
***
امیدوارم زود برگردم ، پس بای تا آپ بعدی




























